یک داستان عاشقانه انگلیسی همراه با ترجمه فارسی
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ بهمن ،۱۳٩٢  کلمات کلیدی: آموزش ، زبان انگلیسی ، یادگیری زبان ، قدرت زبان

Once a Girl when having a conversation with her lover, asked
Why do you like me..? Why do you love me?
I can't tell the reason… but I really like you
You can't even tell me the reason… how can you say you like me?
How can you say you love me?

متن کامل و ترجمه فارسی آن را در ادامه مطلب ببینید..........
سرگرمی تفریحی بلقیس
edame-matlab


 
جوک
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ دی ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی: جوک ، خنده دار ، آموزش ، زبان انگلیسی
1.Invisible ink
Joke image
 

Q: "Have you got any invisible ink?"

 

A: "Certainly, sir. What colour would you like?"


2.Big Ant

 
 
Joke image

Q: Which ant is bigger than an elephant?

A: A gi-ant!


3-Spider on the computer

 
 
Joke image
 
 
 

Q. What was the spider doing on the computer?

A. It was searching the web!


Do you understand the jokes? If not read here:

1.Invisible means that you can't see it. So, anything that is invisible has no color!

2.Both the words, elephant and giant have the same letters as the word ant! Elephants and giants are very big and ants are very small!

3.Spiders make webs, like the one you can see on the computer in the picture. The word 'web' is also used to describe the internet or World Wide Web (www).

دیر بجنبی از دست دادی


 
مقدمه ای بر یادگیری زبان انگلیسی
ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ آذر ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی: یادگیری زبان ، زبان انگلیسی ، آموزش ، زبان آموزان

 

چرا زبان انگلیسی؟

 

 زبان توسعه یافته ترین ابزار فکری است که برای برقراری ارتباط بین انسانها و جوامع انسانی به کار گرفته می شود. گرچه با ابزارهای دیگری مانند علایم، رقص و هنرهای بصری همچون نقاشی و مجسمه سازی نیز می توان ارتباط برقرار نمود، اما انتقال مفاهیم پیچیده ذهنی به ساده ترین و کامل ترین شکل ممکن فقط از طریق زبان نوشتاری و گفتاری ممکن است.

اما جمعیت کره زمین به زبانهای مختلفی صحبت می کنند، زبانهایی که هرکدام به گوش دیگری غریب می آیند. طی سالیان اخیر به دلایل مختلف علمی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، زبان انگلیسی تبدیل به وسیله ارتباط مردمانی از فرهنگها و ملیت های متفاوت شده است. امروزه زبان انگلیسی درفعالیتهای مالی، تجاری، آموزشی، پژوهشی وعلمی سراسر جهان به عنوان ابزار اصلی انتقال مفاهیم به کارگرفته می شود، البته زبانهای دیگر نیز در برخی موارد نقشی کلیدی ایفا می کنند.

در دنیای امروز، اگر بخواهید در رشته پزشکی تحصیل کنید یا مدیری موفق باشید، دانستن زبان انگلیسی برایتان یک ضرورت به شمار می آید چرا که در آن صورت می توانید درتجربیاتی که دیگرمردم دنیا بدست آورده اند سهیم شوید و در ارتباطی تنگاتنگ با آنان، دانش خود را به روز نگه دارید.

علاوه بر آن، دردنیایی که پیشرفت وسایل ارتباط جمعی رفته رفته آن را به دهکده ای فرضی بدل می کند ،نیاز به زبانی مشترک برای برقراری ارتباط و پیشبرد اهداف علمی-اجتماعی بشر، بیش از پیش احساس می شود. بنابراین یادگیری زبان انگلیسی که خواهی نخواهی به زبان ارتباط مردم دنیا بدل شده است دراولویت کاری تاجران، دانش پژوهان و ... قرارمی گیرد. البته منظور از یادگیری، کسب تواناییهای لازم به اندازه سخن پردازانی مانند شکسپیرومیلتن نیست بلکه تا حدی است که بتوان دریافت کدام واژه چه مفهومی میتواند داشته باشد.

در حال حاضر انگلیسی، زبان مادری بیش از 340 میلیون شهروند بریتانیایی، آمریکایی، کانادایی و استرالیایی است. علاوه برآن، به دلیل نفوذ نظامی، اقتصادی، علمی، سیاسی و فرهنگی دولت انگلیس در سده های هجدهم و نوزدهم میلادی وهمچنین نفوذ فرهنگی و رسانه ای آمریکا درسده بیستم و بیست و یکم، تعداد 600 میلیون نفر نیز زبان انگلیسی را به عنوان زبان دوم خود به کار می برند. میلیونها نفر دیگر در سراسر جهان در حال یاد گیری این زبان می باشند تا بخشی از نیازهای علمی-فرهنگی خود را در جوامع انسانی به شدت در هم تنیده امروزی رفع نمایند.


برای یادگیری زبان انگلیسی از کجا باید شروع کرد؟ نقطه آغازکجاست؟ چه مطالبی را باید خواند؟ و با چه روشی؟ اینها پرسشهایی هستند که معمولا زبان آموزان پاسخ ساده ای برای آنها پیدا نمی کنند.

به گفته بسیاری از زبان شناسان، زبان یک مهارت است که برای یادگیری آن باید تمرین زیادی کرد. از آنجا که فرایند یادگیری زبان بسیار کند است، این تمرین باید متناوب، مستمر و طولانی باشد در غیراین صورت اثر بخشی آن کم می شود. اما منظورم از متناوب، مستمر وطولانی چیست؟

تناوب یعنی مطالعه حجم محدودی از مواد درسی در فاصله های معین که در مورد زبان انگلیسی سه تا شش روز در هفته توصیه می شود. استمرار یعنی تکرار این مطالعه بدون تعطیلی. متاسفانه اغلب زبان آموزان پس از مدتی مطالعه خسته شده و به خود استراحت چند هفته ای یا چند ماهه می دهند که این امر در فرایند یادگیری تاثیر منفی می گذارد. و طولانی بودن یعنی این تناوب و استمرار باید تا مدتها ادامه پیدا کند. به عبارت دیگر، زبان آموز نباید انتظار داشته باشد که در مدت کوتاهی، مثلا چند هفته یا حتی چند ماه، همه توقعاتش برآورده شود زیرا همانطور که قبلا اشاره شد فرایند یادگیری زبان کند بوده و نیازمند مدت زمانی در حدود دوسال است. البته این زمان کاملا تقریبی است و بسته به میزان تمرین روزانه، روش مطالعه و مواد درسی تغییر می کند. به طور خلاصه باید گفت که قانون طلایی یادگیری زبان مطالعه حجم کمی از مطالب در فاصله زمانی معین اما مداوم است.

اما اینکه مواد درسی چه باشند یا روشهای مطالعه چگونه باشند احتیاج به بحثی طولانی دارد که سعی می کنم کلیات آنرا در این نوشته مطرح نمایم.

نکته ای که معمولا زبان آموزان به آن توجهی ندارند این است که زبان انگلیسی را به چه منظور فرا می گیرند؟ آیا تاکید آنها بر کسب مهارتهای گفتاری است یا مهارتهای نوشتاری یا هر دوی آنها؟ هدف آنها هرچه باشد ذکر یک نکته بسیار پر اهمیت است: تا زمانی که نمی توانید گفته های یک انگلیسی زبان را درک کرده و به او پاسخی مناسب دهید، فرایند یادگیری زبان در ذهن شما کامل نشده است. به عبارت ساده تر، زمانی زبان انگلیسی را یادگرفته اید که بتوانید ارتباط گفتاری و نوشتاری معناداری با یک انگلیسی زبان برقرار کنید. این یعنی درک کامل واژه ها، اصطلاحها و لهجه ها با همان سرعتی که معمولا انگلیسی زبانها صحبت می کنند. پس می بینیم که یادگیری یک زبان به آن آسانی که در برخی آگهی ها ادعا می شود، نیست. به همین دلیل فراگیری زبانهای مختلف، در سنین کودکی و نوجوانی توصیه می شود تا حافظه قوی و زمان کافی برای یادگیری وجود داشته باشد. با این همه، چنانچه زبان آموز قانون طلایی را رعایت کند حتما به نتیجه ای مطلوب خواهد رسید.

نکات کلی در مورد مواد درسی و روش مطالعه:

مطالبی را انتخاب کنید که مناسب با سطح دانشتان باشد. یعنی نکات دستوری و تعداد واژه های متن انتخابی آنقدرساده نباشد تا انگیزه مطالعه را ازدست بدهید و یا زیاد مشکل نباشد تا از رجوع مکرر به کتابهای دستور یا فرهنگ واژه ها خسته شوید.
تا آنجا که ممکن است مطالبی را بخوانید که نوارهای شنیداری آنها نیز در دسترس باشد. یعنی آنچه را می خوانید، بشنوید.
هرگز واژه ها را خارج از متن حفظ نکنید. سعی کنید هر واژه یا اصطلاح را درون متن فهمیده و به خاطر بسپارید. زیرا ممکن است معنی بسیاری از واژه ها بسته به موضوع متن و نحوه قرارگرفتن آنها درجمله تغییر کند. درضمن، مطالعه واژه ها درون یک متن سبب می شود تا مغز رابطه ای منطقی و معنادار بین کلمات ایجاد کرده و آنها را بهتر به خاطر بسپارد.
برای یافتن معنی واژه ها از فرهنگ های تک زبانه ای استفاده کنید که واژه را توضیح داده و مثال می آورد.
از هر دو ورودی ذهنتان یعنی گوشها و چشمها به خوبی استفاده کنید. گوش کردن و خواندن هر دو به یک میزان در یادگیری تاثیر می گذارند.
هر روز یک اصطلاح یا ضرب المثل را به خاطر بسپارید.
به انگلیسی فکر کنید و صحبت کنید. این کار در ابتدا مشکل به نظر می رسد ولی رفته رفته با وسعت دایره واژگانی تان آسانتر می شود.
هر مطلبی را با هر موضوعی با شرط اینکه متناسب با دانش شما باشد، مطالعه کنید. شاید برای شروع، مطالعه داستانهای ساده شده (simplified stories) که بر اساس آسانی و دشواری سطح بندی شده اند، مناسب باشد.
در پایان به نوآموزان زبان انگلیسی توصیه می شود تا مطالعه زبان را با نظارت یک آموزگار شروع کنند تا با روشهای یادگیری و منابع درسی موجود بیشتر آشنا شوند.

 

منبع: ماهنامه چشمه


 
قدرت زبان - چگونه آینده را به زبان آوریم؟
ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ آذر ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی: زبان ، زبان انگلیسی ، آموزش ، قدرت زبان

تصور کنید در دنیایی زندگی میکنید که هلن کِلر بعد از نوزده ماهگی خود را در آن یافت. دنیایی سیاه و خاموش که در نتیجه تب شدید که قدرت و توانایی دیدن و شنیدن او را گرفته بود، به وجود آمده بود. هلن کِلر در نگارش زندگی شخصی خود می نویسد، "بیماری آمد که چشمها و گوشهایم را بست و مرا در بیهوشی یک نوزاد تازه متولد شده فرو برد." وقتی آن سالیوان برای آموزش او آمد، توانایی هلن برای ارتباط برقرار کردن محدود به برخی اشارات و حرکات و صداهای اولیه و ابتدایی بود.

اما برخلاف آنچه به نظر می رسید که شرایط محیطی دیکته می کند، هلن کلر زندگی با انتخاب خود طراحی کرد که او را به مدارج و موقعیت هایی رساند که به ندرت کسی توان رسیدن به آن را دارد. آیا تا به حال در شگفت شده اید که چطور کسی که در یک شهر کوچک و بی اهمیت بدون قدرت شنوایی و بینایی به دنیا آمده است، بتواند قلب و فکر کسانی که با او برخورد می کنند را از آنِ خود کند؟

هلن کلر سرنخ هایی در زندگینامه خود برای ما به جای گذاشته است. او می نویسد، "در این اثناء میل و اشتیاق فراوان برای ابراز احساساتم در من رشد کرد. علائم و اشارات محدودی که از آنها استفاده می کردم به هیچ عنوان برای من کافی نبودند و وقتی نمی توانستم که منظور خود را به دیگران بفهمانم به شدت از لحاظ احساسی طغیان می کردم. احساس می کردم که دست هایی نامرئی من را نگه داشته اند و من تلاش می کردم که خود را نجات دهم. من مبارزه میکردم، نه اینکه این مبارزه تفاوتی ایجاد می کرد، اما روحیه مقاومت در درون من بسیار نیرومند بود. آخر کار اشکم سرازیر می شد و از نظر جسمی خستگی شدیدی به سراغم می آمد. بعد از مدتی نیاز به یک راه ارتباطی بسیار ضروری می نمود."

معلم مناسب کارساز خواهد بود

می توانید تصور کنید که آمدن آن سالیوان برای آینده هلن کلر چقدر مؤثر بوده است. آن سالیوان به طرزی عالی نیرویی به هلن منتقل می کند که برای ساختن یک زندگی فوق العاده بعدها از آن استفاده میکند. و این نیرو چه بود؟ این نیرو، نیروی زبان بود—نیروی زبان برای فراهم کردن آنچه میخواهیم. آن سالیوان متوجه شد که برای تبدیل هلن از یک دختربچه سرا پا استرس و مشکل به دختر خانمی کاملاً نیرومند و پرتوان، باید به او آموزش دهد که چطور ارتباط برقرار کند که به هدف دلخواه خود برسد.

علیرغم این واقعیت که هلن کلر، مثل سایر انسانهای سالم، قادر به یاد گرفتن هرچیز که میخواست بود، اولین قدم برای او این بود که یاد بگیرد چطور به نحوی مؤثر با خود—و با افراد دور و بر خود، ارتباط برقرار کند. او باید یاد می گرفت که چطور از کلمات استفاده کند و فراتر از کلمات، چطور آینده دلخواه خود را پیش روی خود بیاورد. آینده هلن به توانایی او به یادگیری زبان و نحوه ارتباط بستگی داشت. و وقتی توانست این چیزها را یاد بگیرد، تا بالاترین حد ارتباط پیش رفت و به موقعیت هایی بسیار مهم و بانفوذ صعود کرد و تمام این مدت تجربیات شیرین زندگی را مزه مزه کرد و به زندگی دست یافت که همیشه می خواست.

اما هلن چطور توانست به همچنین زندگی برسد؟ پاسخ این سؤال تاحدودی می تواند میل و اشتیاق فراوان او برای یادگیری باشد. و این اشتیاق مفرط باعث شد پله های ترقی را یک به یک بالا رود و به بالاترین درجه صعود کند.

اما همه اینها به چه درد شما می خورد؟ به چه درد من می خورد؟ همه چیز...یا هیچ چیز. انتخاب با شماست. ما می توانیم چشمها و گشوهایمان را باز کنیم و از هلن کلر یاد بگیریم یا که یاد نگیریم. او با شرایط و موقعیت های بسیار دشوار روبه روی بوده است اما توانسته بر همه ی آنها فائق آید و راه خود را باز کند. و همه چیز از یادگرفتن زبان و نحوه ی استفاده از آن برای شکل دادن به آینده خود، برای او شروع شد. من و شما هم می توانیم همین کار را انجام دهیم.

مطمئناً خیلی چیزها در زندگی شما وجود داشته که آنطور که می خواستید نبوده و برایتان دشوار بوده است. شاید در روابطتان با خانواده، دوستان یا سایر کسانی که برایتان اهمیت دارند. شاید این موقعیت های دشوار مربوط به کار، درآمد، رویاها یا روابطتان با خودتان باشد.

چرا بعضی چیزها برای شما آنطور که میخواهید ساده و لذت بخش نیست؟

اگر چیزی برای شما سهل و آسان نبوده، نشان از چیزی است که هنوز نمی دانید. نشان از این است که هنوز بلد نیستید که چطور آن کار را به طریقی ساده و خوشایند انجام دهید. چیزی بیشتر از این نیست. مسئله، مسئله یادگیری است. و برخلاف هلن کلر شما از نعمت دیدن و شنیدن چیزهایی که در اطرافتان هست لذت می برید. به همین خاطر می توانید هرچه که بخواهید را سریع و طبیعی یاد بگیرید. خواه باور کنید یا نه، در همه حال از نیروی ذاتی زبان استفاده میکنید. نیرویی که شما را به جهتی خاص می کشاند.

سؤال این است که می خواهید به کدام جهت بروید؟ درک روابط مداوم شما با دیگران، اینکه چطور امیال و خواسته هایتان را به زبان می آورید، امیدها و آرزوهای شماست که جهت و سرعت حرکت شما را تعیین میکند. سؤالاتی که می پرسید—و پاسخ شما به آن سؤالات—به مغز شما و ذهن ناخودآگاهتان جهت می دهد. اگر از خود بپرسید، "چرا آن کار را انجام دادم؟" یا "چرا در زندگی پیش نمی روم؟" شما را به جهتی می کشد که ناامیدی ها و خستگی های بیشتر انتظارتان را می کشد.

در عوض ممکن است از خودتان بپرسید، "چطور می توانم یک قدم به هدفم نزدیکتر شوم؟" یا "به چه طریق می توانم راحت تر و خوشایند تر سالم بمانم؟" "چطور میتوانم با کسانی که دوستشان دارم رابطه ای بهتر برقرار کنم؟" "شغل مورد علاقه من چه ویژگی هایی دارد؟" پرسیدن چنین سؤالاتی از خودتان، به شما برای ساختن آینده تان، انرژی و سرعت می دهد. من تصور می کنم که هلن کلر در مراحل اول از خود میپرسیده که چرا کور و کر شده است...و فکر می کنم خیلی زود یاد گرفته که سؤالاتی مهمتر از این را خود بپرسد. احتمالاً این سؤالات چنین چیزهایی بوده است: "چطور می توان روی آنچه که دارم سرمایه گذاری کنم؟" "با چیزهایی که دارم چه کاری میتوانم انجام دهم؟" "چطور می توانم با دیگران همکاری کنم؟" "چطور می توانم به دیگران خدمت کنم و زندگیشان را ارتقاء بخشم؟"

همه ما انسانها، ظرفیت ذاتی داریم که به بهترین و مقتدرترین حالت ممکن ارتباط برقرار کنیم. آنچه هلن کلر را از دیگران متمایز می کند، فقط میل و اشتیاق او به یادگیری نبوده است، بلکه بصیرت او در تشخیص بهترین معلم یعنی آن سالیوان بود. ذکاوتی که هلن برای انتخاب این معلم به خرج داد قابل ملاحظه است. مدت زمانی قبل از اینکه هلن آمادگی آموزش دادن به جهان را پیدا کند، آمادگی یاد گرفتن را پیدا کرده بود. او قبل از اینکه گوینده و معلمی فوق العاده شود، دانش آموزی فوق العاده بود. رسیدن به این درجه برای هلن مستلزم صبر و حکمت بسیار بود.

قدرت ایجاد اصلاحات ساده برای تغییر زندگی و آینده

شما چطور؟ دوست دارید چه چیز از قدرت و نیروی زبان و به زبان آوردن آینده تان یاد بگیرید؟ با ایجاد اصلاحات کوچک و جزئی در نحوه ارتباط خود با دیگران، خواهید توانست تغییرات شگرفی در نتیجه اعمالتان ایجاد کنید. اصلاحاتی مثل فکر نکردن به گذشته و ابراز نکردن مسائل مربوط به آن در صحبت هایتان. مثلاً به جای اینکه بگویید، "هر موقع می خواهم سخنرانی کنم، دست و پام شروع به لرزیدن می کند" می توانید بگویید، "ایندفعه که آمدم سخنرانی کنم دست و پام شروع به لرزیدن کرد." در مورد اول شما ندانسته باورها و رفتارهایی که نمی خواهید را دوباره  وارد اعمالتان می کنید. در مثال دوم، شما تشخیص می دهید چیزی که در گذشته اتفاق افتاده مربوط به گشته بوده و دیگر گذشته است. و به این طریق شما منتظر رویدادهای جدیدتری برای آینده تان هستید و برای چیزی که می خواهید فضا مهیا می کنید.

روزگار بر وفق مرادتان خواهد شد

اگر به یکی از نزدیکانتان اینطور شکایت کنید که "چرا ما هیچوقت با هم وقت نمی گذرانیم؟"، بهترین و خوشایندترین پاسخ چه خواهد بود؟ از طرف دیگر، اگر بگویید که به جای این وضعیت چه می خواهید، نتیجه بهتری پیش خواهد آورد. مثلاً بگویید، "من دوست دارم این هفته ساعتی را با هم بگذرانیم. چطوره پنجشنبه عصر باهم به سینما برویم؟"

وقتی آشکارا آنچه که می خواهید را بر زبان می آورید، چه برای خودتان و چه برای دیگران، آینده را به میل خودتان رقم خواهید زد. اکثر آدم ها وقتشان را صرف فکر کردن و تصویرسازی در مورد چیزهایی که نمی خواهند اتفاق بیفتد تلف می کنند. و تعجب میکنند که چرا روزگار آنچه را که نمی خواهند پیش رویشان قرار می دهد. مغز و ذهن ما، در سطح خودآگاه و ناخودآگاه، به سمت تصویرهای ذهنی که ساخته ایم پیش میرود. وقتی یک نفر به خود می گوید، "فکر می کنم به اندازه کافی پول نخواهم داشت که در کارم پیشرفت کنم" او تصویر ذهنی آن چیزی که نمی خواهد را دقیقاً خلق میکند و این باورها و رفتارها را دوباره و دوباره  برقرار می کند.

مراقب آنچه که با خودتان و با دیگران ابراز می کنید باشید چون آن را به طور ناخودآگاه جذب خواهید کرد. علاوه بر این، رفتارهای آتی خود را زباناً برنامه ریزی می کنید. چرا همین الان تصمیم نمی گیرید که راه و روش برقرار ارتباط با خودتان و دیگران را یاد بگیرید تا رسیدن به هدف ها برایتان آسانتر و لذت بخش تر شود.

سایت مردمان


 
تعریف گرامر
ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ آذر ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرامر ، تعریف گرامر ، تعریف ، گرامر چیست؟

گرامر نظام یک زبان را تشکیل می دهد. مردم گاهی اوقات فکر می کنند گرامر مجموعه "قاعده های یک زبان است". اگر ما در تعریف گرامر از واژه ی "قاعده" استفاده کنیم، بدین معنی است که اول قواعد زبان را ایجاد کنیم و سپس به آن زبان صحبت کنیم، مثل یک بازی جدید. در حالی که زبان ها بدین صورت به وجود نیامده اند. زبان از زمانی به وجود آمد که انسان صداهایی را از خود تولید می کرد که منجر به ساختن کلمات، عبارات و جملات شد. هیچ زبان عامیانه ای ثابت نیست. همه ی زبان ها به مرور زمان تغییر می کنند. چیزی که ما به عنوان «گرامر» می شناسیم انعکاس ساده ی یک زبان در یک زمان خاص می باشد. آیا ما برای یادگیری یک زبان باید گرامر بخوانیم؟ کوتاه ترین جواب ممکن «نه» است. بسیاری از مردم دنیا به زبان محلی و بومی خودشان صحبت می کنند بدون اینکه نیازی به مطالعه ی گرامر آن زبان داشته باشند. بچه ها شروع به حرف زدن می کنند بدون اینکه حتی کلمه «گرامر» را بلد باشند. اما اگر شما در یادگیری یک زبان خارجی جدی باشید، جواب بلند تر «بله» می باشد؛ گرامر می تواند در یادگیری سریع و مؤثر یک زبان به یاری شما برسد. مهم این است که گرامر را مثل یک دوست تجسم کنید که می تواند شما را یاری کند. زمانی که شما معنی و مفهوم گرامر (یا نظام) یک زبان را فهمیدید، قادر به شناخت بسیاری از مسائل خواهید بود بدون اینکه نیازی به سؤال پرسیدن از معلم شوید و یا به کتاب مراجعه کنید. پس گرامر را همانند یک چیز خوب در نظر بگیرید، چیزی مثبت و چیزی که شما می توانید با آن راه خودتان را پیدا کنید_مثل یک تابلوی راهنما یا مثل یک نقشه.

ترجمه: جمال پاریاب


 
خلاصه ای از الفاظ گرامر انگلیسی
ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ آذر ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی: الفاظ انگلیسی ، الفاظ گرامر ، گرامر ، گرامر زبان
Active Voice
در Active Voice فاعل فعل انجام دهنده یک عمل می باشد(مانند آنها رئیس جمهور را کشتند).به قسمت Passive Voice هم توجه نمائید .

صفت
یک کلمه مانند big, red, easy , French و غیره. یک صفت یک اسم یا ضمیر را توصیف می کند.

قید
یک کلمه مانند slowly, quietly, well, often و غیره. قید فعل را تعریف می کند.

حرف تعریف
حرف تعریف نامشخص Aو An هستند. حرف تعریف خاص و مشخص the می باشد.

افعال کمکی
فعلی که با فعل اصلی استفاده می شود.Be , do و have افعال کمکی هستند و can , may , must افعال کمکی مدال هستند.

Clause (جزءی از جمله)
یک دسته از کلمات که حاوی فاعل و فعل آن است clause نامیده می شود. مانند:It was late when he arrived

Conjunction (حرف عطف)
به یک کلمه که برای اتصال (ارتباط) کلمات،عبارات و اجزای جمله استفاده می شود.مانند: and , but , if

مصدر
پایه ای ترین شکل فعل را مصدر می گویند مانند to workیا work.

حرف ندا
یک کلمه تعجبی که در سخن گفتن بدون ارتباط (اتصال) گرامر از آن استفاده می کنیم. مانند: oh , ah , ouch , well

فعل modal
یک فعل کمکی مانند can , may , must و غیره که فعل اصلی را تغییر می دهد و احتمالات و غیره را بیان می کند. که به این نوع افعال فعل کمکی مدال می گویند.

اسم (noun)
کلمه ای مانند table , dog , teacher , America و غیره اسم نامیده می شود . اسم نام یک شئی یایک مفهوم یا یک شخص و یا یک مکان باشد.

اسم ذات (concrete noun)
چیزی است که شما می توانید ان را ببینید و یا لمس کنید مثل یک فرد(person) یا ماشین(car).
اسم مطلق (abstract noun)
چیزی است که نمی توانید انرا ببینید و یا لمس کنید .مثل یک تصمیم (decision) یا خوشحالی (happiness).
اسم قابل شمارش (countable noun)
یک چیزی است می توانید بشمارید مثل bottle , song , dollar .
اسم غیر قابل شمارش (uncountable noun)
چیزی است که شما نمی توانید آنرا بشمارید مثل water , music , money

مفعول (object)
درActive Voice یک اسم یا معادل آن که عملکرد فعل را دریافت می کند را مفعول می نامند و در passive voice یک اسم یا معادل آن که عملکرد فعل را انجام می دهد را مفعول می نامند که حاوی (دارای) یک فعل و معمولا یک فاعل است. یک جمله با حرف بزرگ شروع می شود و با نقطه یا علامت سوال و یا علامت تعجب تمام می شود.

مبتدا (subject)
هر جمله دارای دو قسمت است: 1.مبتدا 2.خبر . مبتدا اسم اصلی و یا معادل آن در جمله ایی که درباره آن چیزی گفته شد.

زمان (tense)
فرم یا شکلی از فعل که به ما زمان و حالت انجام فعل را نشان می دهد (گذشته ، حال ، آینده) . توجه داشته باشید که همیشه نام زمان راهنمای زمان اتفاق فعل نیست ، بعنوان مثال زمان حال استمراری (present continuous tense) را می توان برای صحبت درباره حال و یا آینده استفاده کرد.

فعل (verb)
کلماتی مانند (to) work, (to) love, (to) begin . فعل یک عمل و یا حالت را توصیف می کند.

 

منبع: http://www.openlearningcenter.com


 
نکات عمومی زبان
ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ آذر ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی: گرامر ، گرامر زبان ، آموزش ، زبان
  • اسم
  • حالت اسم
  • انواع ضمیر
  • حرف تعریف نامعین (a) و (an)
  • فعل
  • سوالات کوتاه Tag Questions
  • جلوگیری از تکرار کلمات بوسیله بکار بردن افعال کمکی
  • طریقه بکاربردن کلمات استفهامی مثل:
  • طرز ساخت صفات تفصیلی و عالی
  • قیود
  • طبقه بندی قیدها
  • محل قرار گرفتن قیود
  • جمع بستن اسمها
  • حروف ربط
  • صفت
  • Who, what, whom, why, whose, where,which



تعریف اسم (noun)
اسم کلمه ای است که برای نامیدن شخص مکان و یا چیزی بکار برده میشود.

انواع اسم
باغ= garden، میز تحریر=desk، دختر= girl، پسر=boy، مداد=pencil

1- اسم عام common noun اسامی می باشند که در میان اشخاص – مکان ها ویا اشیاء- عمومیت داشته باشند.
2-اسم خاص proper noun
اسامی می باشند که نام مخصوص یک شخص- چیز ویا مکان معینی باشد.
Ali- Iran- Big Ben

3-اسم معنی abstract noun

درد=pain،سرعت=speed،ثروت=wealth،


اسمی می باشد که بخودی خود وجود ندارد و وجودش در اشخاص و یا اشیاء دیگر احسا س میشود. سلامتی=health
4-اسم جمع collective noun
اسمی است که در صورت مفرد، ولی در معنی بر گروه و دسته ای دلالت می کند.
تیم=team، دسته= class، نیروی دریایی=navy،ارتش=army،کتابخانه= library

حالات اسم
اسم

The man opened the door.
2-حالات مفعولی accusative case:وآن هنگامی است که اسم مفعول یک فعل متعدی باشد.
He asked the man a question.



Hassan's book is on the table.

- Boy s' book.


2- The club of the woman. …… Woman's club
3- The house of Ali and Hassan. …. Ali and Hassan's house
4- The hats of Ladies. …… Ladies' hats
5- The typist of Ali. ……. Ali's typist


Pronouns
1. ضمایر شخصی
الف- ضمایر شخصی فاعلی
ب- ضمایر شخصی مفعولی

الف- ضمایر شخصی فاعلی: بجای فاعل در جمله قرار می گیرند.
مفرد
(I – You –He – She – It)

(We – You - They)


مفرد
(Me – you – him – her –it)

(Us – you them)

2.ضمایر ملکی
ضمایر ملکی هیچوقت همراه اسم نبوده بلکه در جمله به تنهایی بکار می روند و از تکرار اسمی در حالت ملکی جلوگیری می کنند.

مفرد
(His – hers – yours – mine)

(Theirs – yours – ours)

- This book is (my book) mine.

1-حالات فاعلی nominative case: زمانی است که اسم فاعل جمله باشند. تذکر:کلمه ی (Belong) بعد از فاعل و قبل از فعل آمده و بعد از (Belong)همیشه (to) آورده و سپس یک ضمیر شخصی مفعولی متناسب با فاعل جمله. 3-حالات اضافه اسم :possessive caseاسم موقعی در حالت اضافه است که چیزی یا کسی به آن متعلق باشد و یا به او نسبت داده شود . اسمهائیکه بحرف (s) ختم شده و یا جمع می باشند مثل boys با (') آنرا بحالت اضافه در می آورند. عبارات زیر را بحالت اضافه اسم در آورید: 1- The clothes of boys. ……. boy s' clothes انواع ضمایر جمع ب- ضمایر شخصی مفعولی: بجای مفعول در جمله قرار می گیرند. جمع جمع
صفات ملکی:
صفاتی هستند که چیزی یا شخصی را به شخص یا چیزی نسبت می دهند و همیشه باید با اسم بکار برده شوند.

مفرد
(Its – his – her – your – my)

(Their – your – our)

3- ضمایر انعکاسی: در جای مفعول در جمله می آید و نشان می دهد که مفعول جمله خود فاعل می باشد(shot گذشته shoot است).

- The man shot himself.


Myself ~ Ourselves
Yourself ~ Yourselves
Himself ~ Herself ~ Itself ~ Themselves

4. ضمایر اشاره:
مانند ( These – That – This ) که هم ضمیر و هم صفت اشاره هستند که اگر به تنهایی بکار روند ضمیر و اگر با اسم همراه باشند، صفت می باشند.
This book is mine.- صفت
- ضمیر This is what I said.

بعد از فعل متعدی و حرف اضافه ضمیر مفعولی ذکر می شود و نه فاعلی

تذکر2:
در جملات مقایسه ای که معمولاً با کلمه (than) همراه هستند ضمایر فاعلی بعد از (than) ذکر می شود، البته اگر مقایسه با فاعل باشد. در مکالمه از ضمیر مفعولی برای مقایسه استفاده می شود که از لحاظ گرامری غلط است اما بین خود انگلیسی زبانان اینگونه کاربردها عادی می باشند.

حرف تعریف نامعین (a) و (an)

- A book - an apple

-

I looked up and saw a plane (first mention). The plane flew low over the trees (now you know which plane I mean).




تذکر:
حروف با صدا عبارتند از ( a – e – I – o – u )

A pen - an egg – an idea – an orange


اسمهائیکه با (h) ساکن شروع شوند (an) می گیرند.
An hour – an honor

A house – a half


اسمهایی که با صدای (u) و یا حرف صداداری که صدای (u) می دهد با حرف تعریف نا معین (a) نوشته می شود.
A European – a union – a university

حرف تعریف نا معین (a) و (an) با اسامی جمع بکار نمی روند.

جمع بستن اسمها
اسمها با حرف (S)جمع بسته می شوند ولی اگر کلمه ای به حروف (f-t-k-p)ختم شود در تلفظ (s)آخر را با صدای (س)بیان می کنند ولی اگر به حروف دیگری ختم شوند (s)آخر صدای (z)میدهد.
صدای(س)a books – cats
صدای(ز)boys – girls


Dresses - bushes – churches - boxes


City?cities ولی boy?boys


Thief?thieves و wife?wives


گوسفند= - sheepگوزن=dear


Pyjams – trousers –scissors

Man?men
Ox?oxen
- بعضی ازاسم ها که به (o) ختم می شوند در جمع(es)و بعضی فقط (s)می گیرند.
Hero? heroes ولی piano? piano




I go to school.
2-فعل متعدی: که بدون مفعول معنی جمله کا مل نشود.
The cat caught the mouse.


مفعول بر دو نوع است 1-مفعول بی واسطه direct object ، 2-مفعول با واسطه indirect object



ب- هر گاه مفعول با واسطه بعد از مفعول بی واسطه قرار گیرد ما بین دو مفعول حرف اضافه مناسبی احتیاج است .
مفعول بی واسطه + مفعول با واسطه + فعل متعدی
He gave me a book. (1)


He gave a book to me. (2)
I send her some flowers.
بی واسطه با واسطه
اگر مفعول با واسطه ضمیر و یا یک کلمه ی کوچک باشد آنرا بعد از فعل متعدی بیان می کنند.
ولی اگر مفعول با واسطه چند کلمه ویا کلمه ی طولانی باشد آنرا بعد از مفعول بی واسطه بیان می کنند.
He will give the book to who ever wants it.


طرز بکار بردن این افعال در جملات با سایر افعال دیگر فرق دارد که اغلب این افعال ناقص می باشد به این صورت که تمام قسمتهای یک فعل معمولی را ندارند و اغلب این افعال را افعال مخصوص هم مینامند. البته تمام این افعال معین با کلمه ی (not) منفی می شوند و اگرقبل از فاعل ذکر کنیم جمله بصورت سوالی در می آید.
حال ساده: فعل (to be) (am –is –are - )





تذکر1:در جملاتی که افعال کمکی دارند برای جمله مثبت ،همان فعل کمکی رابا (not) آورده وسپس فاعل جمله را به دنبالش ذکر کرده ولی اگر جمله منفی باشد ،فعل کمکی را آورده و سپس فاعل جمله را به دنبالش ذکر کرده .
تذکر2:اگر جمله فعل کمکی نداشته باشد برای جملات گذشته از (did) برای جواب یک جمله ی منفی واز (did not) برای جواب جملات مثبت استفاده کرده و سپس فاعل جمله را بیان کرده.

تذکر3:از (does) برای جملات حال سوم شخص مثبت استفاده کرده و برای سایر ضمایر شخصی از (do) و(donot) استفاده می شود.


ترکیب دو فعل بوسیله (too) و یا (very) (در حالت قید)
کلمه ی (too) (به معنی زیاد) نشانه مقدار یا میزان زیاد است که قبل از یک صفت ساده و یا یک قید ساده ذکر می شود و بعد از آن یک عبارت مصدری قرار می گیرد که معمولاً کلمه (too) قبل از هر صفت و قید ساده معنی منفی به جمله می دهد.

برای ترکیب یک جمله منفی به مثبت از too استفاده می کنیم.
- It is too hot for me to go out.


- It is very cold but we can go out.


برای ترکیب یک جمله مثبت به یک جمله منفی با کلمه ی (too) ابتدا فاعل و فعل جمله مثبت را نوشته سپس کلمه (too) را قبل از صفت ذکر کرده و بعد مصدر با (to) جمله دوم را نوشته.

تذکر 2:
برای تر کیب دو جمله مثبت با (very)


ترکیب دو جمله بوسیله (neither, nor, either, or)


تذکر مهم:
اگر بعد از (neither) (nor) , (either) (or) فاعل مفرد بکار رود همیشه فعل آن جمله به صورت مفرد خواهد بود و اگر فاعل جمع باشد فعل آن فعل آن بصورت جمع خواهد بود.


2. Neither I nor your friends are happy.




گاهی جمله ای بیان می شود و شخص دیگر می گوید مثلاً "فلانی هم همینطور" برای بیان "فلانی هم همینطور" در زبان انگلیسی اگر جمله اصلی منفی باشد بعد از (neither)، مثبت فعل کمکی جمله اصلی بکار می رود و اگر جمله اصلی مثبت باشد و دارای فعل کمکی باشد، بعد از (so) همان فعل کمکی جمله اصلی بکار می رود و اگر جمله اصلی فعل کمکی نداشته باشد چنانچه زمان حال ساده باشد از (so do) و اگر زمان گذشته باشد از (so did) استفاده می شود.
بطور کلی (neither) وقتی اضافه می شود که جمله اصلی منفی باشد و (so) وقتی بکار می رود که جمله اصلی مثبت باشد و عکس مطالب فوق صحیح است.
تمرین:

a- neither am I.
b- so I am.
c- so am I.
d- so do I.
یادآوری:
در زبان انگلیسی بطریق دیگری نیز می توان رابطه ی "فلانی هم همینطور" را نوشت.
اگر جمله اصلی منفی باشد می توان بعد از همان منفی فعل کمکی either به کار برد و اگر جمله اصلی مثبت باشد و دارای فعل کمکی باشد بعد از فعل کمکی too بکار می رود و برای زمان حال do too و اگر زمان گذشته باشد از did too استفاده می شود.

بطور کلی either وقتی در جمله بکار می رود که جمله اصلی منفی باشد و too وقتی در آخر جمله بکار می رود که جمله اصلی مثبت باشد.

تمرین:

a- does either.
b- doesn't either.
c- will either.
d- won't either.





همیشه ضمیر است و برای اشخاص بکار برده می شود که اگر کلمه (who) در حالت فاعلی قرار گیرد بعد از آن افعال کمکی قرار نمی گیرد ولی اگر در حالت مفعولی بیان شود در این صورت بعد از کلمه ی who افعال to be قرار گیرد و جمله به حالت سوال نوشته می شود.





- Whom did you see at school.
3- what


- What makes it sweet?فاعل

What did you do last night?-مفعول

What book do you reed?-صفت


Why are you so sad? قید



- Whose book is this?صفت
-ضمیر Whose is this coat?

which6-


Which bus goes to Tehran?فاعل وصفت
Which is yours?فاعل -ضمیر
Which book did you take?صفت- مفعول


نتیجه 1
بعد از کلمات(why- how- where- when- whom) باید جمله را سوالی کنیم.


نتیجه 2
کلمات (how much- how long- how many- whose- which- what) اگرفاعل جمله باشند جمله بعد از آنها سوالی نمی شود و اگر مفعول جمله باشند باید جمله بعد از آنها سوالی می شود.
حالت اضافه(حالت ملکی) و انواع (s)


الف- اگر مالک نام مربوط به غیر انسان باشد بین دو اسم (of) بکار می رود.
-the leaf of the tree.


-hassan's book.


اگر نام مالک مربوط به انسان با (s) جمع بسته شده باشد فقط بعد از (s)جمع آپا ستروف (')بکار می رود .
مدرسه دختران girls' school


اگر شیئی دارای چند مالک باشد ('s) را به آخرین اسم اضافه می کنیم.

یادآوری 3:
معمولاً وقتی ('s) به آخر اسم شغل یا حرف یا مالک اضافه شود از بکار بردن نام مکان مثل مغازه، storeفروشگاه و... خودداری می شود.
- I must go to the buther's.

(s) جمع مثل book(s) و دیگری (s) سوم شخص مثل: - He runs very fast.


صفات اسم را توصیف می کنند.
صفات از نظر مقام و برتری بر چهار نوعند:





صفت مطلق ساده
صفت ساده کلمه ای است که اسمی را توصیف میکند.
Bad- good - small- large


اگر دو اسم از نظر یک صفت برابر باشند برای آن صفت متساوی بکار می برند. در فارسی مثل: به بزرگی، به کوچکی.

برای ساختن صفت متساوی در انگلیسی از(as+صفتbe+as+) استفاده می شود و در جملات منفی آمریکایی ازترکیب (as+صفتbe+not+as+) و در دستور زبان بریتانیایی این جملات را اینگونه (as+صفتso +)
1- This hill is as high as that mountain.
2- He is not as (so) beautiful as him.

- This is the same color as that plane.




- He is younger than ali.




- H is the oldest girl in the class.


الف:تمام صفات یک بخشی با er به صفت تفضیلی و با est به صفت عالی تبدیل می شود، البته با افزودن er و est تغییراتی در کلمه ایجاد می شود.







large ? larger ? largest
grey?grayer?greyes
Easy?easier?easiest
Hot?hotter?hottest
Out ?outer ?outest
Out ?outer?outest-

Clever?cleverer?cleverest
Simple?simpler?simplest
Narrow?narrower?narrowest
Happy?happier?happiest

ج-کلیه صفات بیش از دو بخش با کلمه ی (more) تفصیلی و با (the most) عالی می شود.
Beautiful?more beautiful? themost beautiful

بعضی از صفاتی که از کلیه ی قوانین تبعیت نمی کنند.
Good?better?best
Bad?worse?worst
Late?later?latest
latter?last
out?outer?outmost


Hard?harder?hardest
Fast?faster?fastest
2-ولی قیدهای دو سیلابی با افزودن (ly)تبدیل به قید شده و سپس با (more)تفصیلی و با (the most)عالی شده و بقیه قیدهای چند بخشی با(more)و(the most)به قیود تفصیلی و عالی تبدیل می شوند.
-easily?more easily?themost easily
-quickly?more quickly?the most quickly
-beautifully?more beautifully?the most beautifully
3-برای ساختن قید متساوی از رابطه (asقیدas)استفاده می شود.
-he runs as slowly as I.




Now-then- befor-since-early-today-tomorrow-every day.

معمولا در آخر جمله قرار می گیرند ولی اگر جمله طولانی و مرکب باشد بهتر است که آنها را درابتدای جمله بیاوریم. البته بعضی از قیود زمان مانند(never-ever) در آخر جمله قرار نمی گیرند.


Here-there-every where- below- above- hence-in- out




Slowly- quickly- happily


Back- fast – hard
قید حالت، در حالت تاکید اگر یک کلمه باشد مستقیماً بعد از فاعل می آید.
طرز قرار گرفتن قیود تکراری
قید های تکراری همیشه قبل از فعل اصلی و بعد از افعال to be بیان می شوند.
Seldom- never - sometimes - usually - often - always –


He+drank+her coffee+very quickly+at the restaurant+yesterday

جمع
تذکر1:
حروف تعریف نامعینی می باشند که در جلوی اسمهای عام قابل شمارش که معین و مشخص نباشند قرار داده می شوند، و یا وقتی اسمی را برای اولین بار ذکر می کنیم.
فرق بین (a) و (an)
اسمهایی که حرف اول آنها حروف بی صدا باشد (a) و اگر از حروف صدادار باشد (an) بکار برده می شود.
تبصره 1:
مگر اینکه (h) تلفظ شود.
تبصره 2:
تبصره 3 :
الف- اسم هایی که به حروف (x- ch- sh- s - ) ختم شوند با(es)جمع بسته میشوند .
ب- اسم هایی که به (y)ختم شوند و قبل از آن حرف صدادار باشد با (s)جمع بسته می شود .ولی اگر حرف ما قبل از (y)بی صدا باشد (y)تبدیل به (i) شد و(esمی گیرد.
ج-اسم هایی که به (fe) و یا (f) ختم شوند در صورت جمع (f) و یا (ef) تبدیل (ves) می شوند.
د-بعضی اسامی در انگلیسی جمع یا مفرد شان یکی است.
ذ-بعضی از اسمها فقط در حالت جمع وجود دارند.
ر- بعضی از اسامی از هیچ قانونی تبعیت نمی کنند.
فعل: verb
کلمه ایست که بر انجام کاری یا داشتن حالتی دلالت می کند فعل بر دو نوع است ، 1-لازم 2-متعدی
1- فعل لازم :فعلی است که احتیاج به مفعول ندارد وبدون مفعول معنی جمله کا مل است و کلمه ای که بعد از فعل می آید متمم نامیده می شود .
طرز بکار بردن مفعول با متعدی
الف- هر گاه مفعول با واسطه بعد از فعل متعدی آید به حرف اضافه احتیاج نیست .
مفعول با واسطه + حرف اضافه+ مفعول بی واسطه+ فعل متعدی
افعال معین
گذشته ساده:فعل (to be)(was- were)
سوالات کوتاه ضمیمه:Tag Ending (Taq Question)
در هر جمله اگر جوابی خواسته باشند اگر جمله مثبت باشد یا منفی سوالی جواب داده و اگر جمله منفی باشد با مثبت سوالی جواب داده
ولی کلمه ی (very) (به معنی زیاد) نشانه ی مقدار یا میزان بسیار زیاد دست که قبل از صفات و قید های ساده ذکر شده که معمولاً بعد از آن عبارت مصدری ذکر نمی شود و هم چنین معنی مثبت به جمله می دهد، برای ترکیب دو جمله مثبت از very استفاده می شود.
تذ کر 1:
ابتدا فاعل و فعل جمله اول را نوشته و سپس (very) را قبل از صفت بیان کرده.
جملاتی که دارای فاعل یکسان هستند بوسیله کلمات (or)، (either) و یا (nor) (neither) به هم ربط داده یا ترکیب شوند، بدین ترتیب که قسمتهای مشترک در هر دو جمله را ابتدا نوشته و سپس کلمه ی (either) و سپس ادامه جمله اول را نوشته و قسمت مشترک در جمله دوم را حذف کرده و کلمه (or) را آورده و بعد جمله دوم را نوشته البته برای هر دو جمله مثبت و انجام کار مثبت در دو جمله از کلمات (or) و (either) و برای انجام ندادن هیچ کدام از دو جمله و به عبارتی برای ترکیب دو جمله منفی (در عمل) از کلمات (nor) و (neither) استفاده کرد.
1. Neither your friends nor I am happy.
جلوگیری از تکرار کلمات بوسیله بکار بردن افعال کمکی
1. She is going to the mosque and ….
1- You will not enjoy and my son….
طریقه بکار بردن کلمات استفهامی Question Words
بعضی کلمات شوال بصورت ضمیر و بعضی ها بصورت قید و صفت در جمله بکار می روند. این کلمات بعنوان کلمه ی سوال همیشه در اول جمله واقع می شوند.
1- who:
1- Who went out yesterday? (فاعلی)
2- Who are you talking to? (مفعولی)
2- Whom
شکل مفعولی who است که بعد از آن همیشه جمله بصورت سوال نوشته می شود.
به صورت های صفت، ضمیر، فاعل و مفعول در جمله بکار می رود. اگر به صورت فاعل بکار رود فعل کمکی بعد از آن نمی آید ولی اگر بصورت مفعولی باشد بعد از آن فعل معین می آید.
4- why
اغلب به صورت قید بیان می شود و بعد از آن همیشه جمله به صورت سوالی بیان می شود.
5- Whose
بصورت صفت و ضمیر برای اشخاص بکار برده می شود.
به صورت صفت و ضمیر وهمچنین فاعل و مفعول در جمله می آید. در حالت فاعلی فعل معین بعد از آن نمی آید ولی در حالت مفعولی فعل معین بعد از آن می آید.
حالت اضافه برای مالکیت بکار می رود و مالک یا نام مربوط به انسان است یا غیر انسان.
ب-اگر مالک نام مربوط به انسان باشد بعد از نام انسان ('s) اضافه می شود.
یاد آوری1:
یادآوری 2:
مقایسه صفات
1- صفت مطلق ساده
2- صفت متساوی
3- صفت تفضیلی
4- صفت عالی
صفت متساوی
یاد آوری: در رابطه (asصفتas) اگر بجای صفت اسم بکار رودباید از رابطه ی (+asاسمthe same+) استفاده کرد.
صفت تفضیلی(مقایسه ای)comparative
صفت تفضیلی(comparative) برتری شخصی را از چیزی یا شخص دیگری بیان می کند و به صورت +er+than)صفت) ساخته می شود.
صفت عالی superlative
صفات عالی برتری شخصی یا چیزی را از شخص یا اشخاص دیگر بیان می کند.
طرز ساخت صفت تفضیلی و عالی از صفت ساده مطلق
1. صفاتی که به e ساکن ختم می شوند هنگام گرفتن er و est، e ساکن حذف شده.
2. صفاتی که حرف آخر آنها به y ختم شده و قبل از y یک حرف صدا دار باشد با افزودن er و est تغییری داده نمی شود.
3. صفاتی که حرف آخر آنها به y ختم شده و قبل از y یک حرف صدا دار باشد با افزودن er و est ، y آخر به I تبدیل می شود.
4. صفاتی که مختوم به حرف بی صدا و قبل از حرف بی صدا یک حرف صدا دار باشد، هنگام تفضیلی و عالی شدن حرف آخر دوبل می شود.
ب-صفات دو بخشی که مختوم به حروف(y- ow- le- er) باشند با گرفتن (er) ویا (est) تبدیل به تفصیلی و عالی می شوند.
و سایر صفات دو بخش دیگر با کلمه ی (more)تفصیلی و باکلمه ی(the most)عالی می شود.
توجه:معمولابعد از صفات وقیدهای تفصیلی کلمه ی (than)و بعد از صفات عالی حرف اضافه (of)می آورند و همچنین در جلو صفات عالی معمولا حرف تعریف (the)قرار دارد.
قید:قیدها فعل را توصیف می کنند.
1- قیدهای یک سیلابی مانند صفات با (er) تفصیلی و (est)عالی می شوند.
طبقه بندی قیدهاclassification of adverbs
قیدها بر حسب کاری که در جمله انجام می دهند بر چند نوعند.
1-قید زمان adverb of time
این قیدها زمان وقوع کاری را بیان می کنند.
محل قرار گرفتن قیود زمان:
2. قیدهای مکان adverb of plsce
این قیود محل انجام کاری را نشان می دهند.
محل قرار گرفتن قیود مکان: قیود مکان معمولا بعد از فعل ذکر می شوند.
3- قید های حالت Adverb of maner
این قیود چگونگی انجام کاری را می رساند و اغلب به ly ختم می شوند که اغلب این قیود بعد از فعل می آیند ولی اگر فعل دارای مفعول باشد بعد از مفعول قرار می گیرد.
بعضی از قیود در حالت صفت و قید یک شکل دارند و از روی کاری که انجام می دهند می توان آنها را تشخیص داد.
قید زمان+قید مکان+قید حالت+مفعول+فعل+فاعل
 
 
 
منبع:http://www.salamzaban.com

 
دانلود کتاب آموزش زبان
ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ آذر ،۱۳٩٠  کلمات کلیدی: دانلود ، کتاب ، گرامر ، دستور زبان
نام کتاب گرامر برای مکالمه زبان انگلیسی (بخش دوم) (جهت دریافت کلیک کنید)
نویسنده عنایت‌پور، سعید
موضوع اصلی آموزشی
موضوع فرعی زبان
جلد ۲
حجم فایل ۶۵۰ کیلوبایت
قالب کتاب PDF
تاریخ ثبت ۱۳۸۴/۱۱/۱
دفعات دریافت ۳۹۲۳۵

 
← صفحه بعد